درست از همون موقعی که فهمیدم با بقیه همکلاسی و دوستانم فرق دارم یجورایی یک پله بالاتر بودم....
یعنی چیزایی که اونا بهش فکرمیکردن و درگیرش بودن برای من مهم نبود ویک لحظه هم بهشون فکرنمیکردم بخاطر همین
منودرک نمیکردن ولی من اونارو میفهمیدم وکمکشون میکردم......بخاطر همین اشتباهای من بیشتر از بقیه شد:(
ولی هیچ وقت ناشکری نکردم و راضی بودم به رضای خدا..........
و اینکه خیلی چیزا حیف شدن...هعی..........
تازه دوستایی پیدا کردم که مثل خودمن........این خیلی خوبه ...
